زمان انتشار : ۱۵ خرداد ,۱۳۹۵ | ساعت : ۰۹:۳۹ | کد خبر : 178660 | پرینت

آیت الله سیستانی کیست؟ مطهرنیا: سیاست برای آیت الله سیستانی یک هدف نیست/ ایشان مرجعیت نیروهای مدنی است نه قدرت سیاسی

شفقنا- یک کارشناس مسایل سیاسی با اشاره به رویکرد آیت الله سیستانی به وحدت در عراق گفت: موضع گیری آیت الله سیستانی، یکی از عوامل موثر برای خارج شدن تجزیه عراق از مطلوبیت قابل توجه بعضی از قدرت های فرادستی فرامنطقه ای بود. او با بیان اینکه برداشت من این است که آیت الله سیستانی، آزادی را بر عدالت مسبوق می دانند، گفت: ایشان با رفتار و عمل خود نشان داده است که می خواهد مرجعیت سیاسی نیروهای مدنی باشد، نه مرجعیت سیاسی قدرت سیاسی.

دکتر مهدی مطهرنیا در گفت وگو با شفقنا پیرامون سلوک سیاسی آیت الله سیستانی در تحولات عراق اظهار کرد: آیت الله سیستانی که به گفته خود این بزرگوار باید بدون القاب از او یاد آورد، امروز تجسم بخش اسلام راستینی است که در عین آنکه حامل سیاست است، به سلامت سیاست در عرصه عمل می اندیشد. سیاست برای او یک هدف نیست بلکه یک روش یا خردورزی ای است که در اختیار دین و اصول ارزش های دینی قرار می گیرد تا بتواند آرمان های انتزاعی دین را در چارچوب اصول و ارزش های سیاسی به منصه ظهور رسانده و در رفتار فردی و اعلام مواضع سیاسی خود، به درستی آن را انعکاس و پژواک بخشد.

او ادامه داد: بنابراین سلوک سیاسی آیت الله سیستانی در واقع عجین بودن دین و سیاست را به گونه ای نشان می دهد که رسالت تشکیل حکومت دینی را به عنوان امری ضروری و حتمی برای خود قایل نیست بلکه رسالت پیاده کردن دین در بافت های موقعیتی گوناگون و عمل به دین در حوزه سیاست را رسالت خود می بیند. چرا که در بزنگاه های تاریخی و در آنجایی که دین نیازمند ورود به سیاست در جهت حفظ اصول و ارزش های دینی است، مواضع سیاسی خود را بدون هیچ هراس و با شجاعت کامل، مناسب و متناسب با بافت موقعیت خویش بیان می کند و تلاشی در جهت تشکیل حکومت دینی در بافت موقعیتی ای که زمینه های اعمال اصول راستین دین و ابزار آن وجود ندارد، برای خود و برای پیروان خویش قایل نمی شود.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: اینجاست که او در عین حال که دین و سیاست را در کنار هم و در پیوند هم به نمایش می گذارد، اما به دلیل شناخت عمیق و گسترده از بافتی موقعیتی که در آن قرار گرفته است، تلاش می کند تنها زمینه پرور احیای اسلام و سیاست اسلامی در عرصه عمل سیاسی در حد توانایی های تأثیرگذار دین باشد.

او درباره نقش عملکرد سیاسی آیت الله سیستانی در اقتدار و محوریت مرجعیت در تحولات عراق گفت: ادراکی مبتنی بر یک فهم بسیار عمیق و دانش گسترده از اسلام در جایگاه مرجعیت است برای آیت الله سیستانی پیش آمده است بنابراین محوریت و ستون فقرات این تحرک، همین ویژگی هاست. وی از حوزه دانش و فهم در دین به ادراک گسترده و عمیق رسیده است و قدرت تجزیه و تحلیل دینی وی در جایگاه مرجعیت دین از حوزه سیاست به حدی شده است که می تواند در بزنگاه های تاریخ در حین حفظ اصالت های بومی، رسالت های سیاسی خود را در حدی که به اصالت دینی ضربه نخورد، وارد عمل کند.

مطهرنیا با بیان اینکه آیت الله سیستانی توانسته است از هیاهو، هیجان، عاطفه گرایی و ایجاد یک فضای سیاست گرایانه سیاسی -و نه دینی- به حوزه سیاست، ممانعت به عمل آورد. از این جهت است که مرجعیت وی توانسته است به عنوان ستون فقرات تحرکی معنادار میان نه تنها شیعیان عراق بلکه میان مردم عراق حتی اهل تسنن و اکراد هم نفوذ خاص خود را داشته باشد و سخن آیت الله سیستانی، نه تنها در تابعین او بلکه در کلیت عراق بنشیند. از طرف دیگر شیعه عراق، شیعه ای است که نسبت به بخشی از شیعیان ایران، نسبت به حوزه سیاست، تعقلی تر وارد عمل می شود. بزرگوارانی مانند برادران حکیم و دیگر مراجعی که در این مسیر در حوزه عراق با شیعیان نسبت عملی دارند، اساسا در عرصه سیاست عملی، جهت گیری های تند از خود نشان نمی دهند.

او ادامه داد: اگر چه آنها بسیار مقتدرانه و مقاوم در برابر هجمه های سیاسی مخالفان دین ایستادگی کردند و همواره در معرض تهدیدهای درونی و بیرونی قرار داشتند که عرصه های مهم تهدید به ترور و به شهادت رساندن این بزرگواران را هم پیش آورده است. آیت الله سیستانی هم همواره در مقام بسیاری از تهدیدات قرار داشته اند.

این کارشناس مسایل سیاسی با اشاره به اینکه آمریکایی ها به خوبی می دانند که آیت الله سیستانی، یک مرجع موثر نه تنها در میان شیعیان عراق بلکه در میان شیعیان جهان است، اظهار کرد: بنابراین او را به عنوان یک انسان متعقل و خردورز می شناسند که ورود به حوزه استحفاظی ایشان بدون صداقت و بدون ایجاد یک فضای مثبت، تبعاتی منفی برای خود ایالات متحده آمریکا و واشنگتن دارد. بر اساس این تجزیه و تحلیل از جایگاه آیت الله سیستانی است که نه به خاطر فقط احترام به ایشان بلکه به خاطر الزامات ناشی از جایگاه، موقعیت و مهمتر از آن سیاست ورزی ایشان است که به هیچ وجه تلاش نمی کنند خود را رو در روی آیت الله سیستانی قرار دهند. آمریکایی ها به نوعی محافظه کارانه توأم با احترام به فضای سیاسی عملکرد آیت الله سیستانی وارد می شوند.

او با اشاره به سیاست های آیت الله سیستانی در زمان در دست گرفتن قدرت توسط خود عراقی ها گفت: آنچه آیت الله سیستانی انجام داد، ایجاد یک عقلانیت در ارتباط با رده بندی ایده آل ها بود. بله! ایده آل این است که ما بتوانیم در جهان، حکومت اسلامی ایجاد کنیم؛ حکومتی که متکی بر خواست مردم باشد و حق مردم در خواست و انتخاب، احترام گذاشته شود و به گونه ای مردم را هدایت کنیم که خواهان پیاده شدن اسلام اصیل در گستره جهانی باشند، اما در یک بافت موقعیتی تعریف شده، واقع گرایانه آن است که به حداقل امتیازات به دست آورده اکتفا کنیم، آن حداقل امتیازات به دست آورده را به خوبی مدیریت کنیم و با مدیریت آن امتیازات به دست آمده، زمینه پرور ایجاد فضای مناسب برای ایجاد تحرک بیشتر در پیاده سازی اسلام راستین شویم.

مطهرنیا تصریح کرد: وقتی بعد از حکومت دیکتاتوری صدام، حکومتی در عراق تشکیل می شود که اگر نسبت به گذشته، تنها یک امتیاز داشته باشد، آن این است که ملت عراق، خود انتخاب کننده اند، باز هم گامی مثبت به پیش است. به نظر می رسد آیت الله سیستانی این واقعیت را به خوبی مورد توجه قرار داد و به سرعت حمایت های محتاطانه خود را از آن انجام داد. حمایت، اصل بود اما احتیاط در این بود که حمایت همه جانبه ایشان موجب ایجاد یک مشروعیت کاذب برای کنشگران جدید در کلیت عراق نشود. تا اگر آن کنشگران، اشتباهی را صورت دادند، آن اشتباه به نام مرجعیت و به پیروی آن به نام اسلام نوشته نشود بنابراین این ظرافت های تحرکات آیت الله سیستانی را در حوزه سیاست نشان می دهد.

او با اعتقاد بر اینکه آیت الله سیستانی تلاش کرد که به صورت عملی، آنچه علی بن ابی طالب(ع) در خطبه شقشقیه می فرماید، اجرا کند، گفت: مولا در این خطبه فرمودند که «وای بر شما! وای برشما! وای بر شما که به جای آنکه افراد را به حق بسنجید، حق را به افراد می سنجید». آیت الله سیستانی این محور را در موضع گیری های خود در ارتباط با فرق گوناگون موجود در عراق و گرایش های گوناگون سیاسی نشان دادند. ایشان اسلام و اجرای شریعت اصیل اسلامی را اصل می دانند، اما انجام و فعلیت رساندن به شریعت اصیل اسلامی را در بافت موقعیتی کنونی به طور نسبی از سوی کنشگران حاکم بر عراق و فعالان می یابند. فرق، تنها در حوزه شناسایی از منظر قرآنی و جداسازی افراد از منظر باورها هستند.

او با بیان اینکه فرقه ها قابل احترامند، اما در عین حالی که قابل احترامند، زمانی قابل حمایت هستند که حق بگویند، ادامه داد: ایشان تلاش کردند ضمن آن که احترام به فرق گوناگون، حتی مخالفان خویش را داشته باشد، از بزرگنمایی جایگاه خود دوری بجوید. آنچه ایشان و تابعین وی اعلام کردند که ایشان با القاب خوانده نشود و تا حداقل دخالت های ممکن در حوزه سیاست صورت پذیرد، همه اینها زمینه هایی بود که به دیگران و کنشگری دیگران احترام گذاشته شود، اما در عین حال حرف حق و اصالت حق را بر مبنای جایگاه مرجعیت خویش حمایت کند. به نظر می رسد تاکنون نیز این کار به خوبی انجام شده است.

این کارشناس مسایل سیاسی درباره راهبرد آیت الله سیستانی نسبت به اقلیت های دینی و مذهبی در عراق گفت: در حد بضاعت علمی و توان اطلاعاتی من که در این زمینه بسیار اندک است، آیت الله سیستانی بر مبنای تحلیل کلان تلاش داشتند که با قبول تکثرها و احترام به تکثرها در معنای نخست به وحدت ملی عراق به عنوان یک عرصه عملیاتی نگاه شود، تا یک موضوع دینی. به بیان دیگر اگرچه ایشان مرجعیت دینی را داشتند، اما یک رسالت جغرافیایی در جغرافیای عراق برای خود قایل بوده اند و آن هم احترام به تمامیت ارضی و تمامیت ملی ملت عراق بوده است.

او با بیان اینکه آیت الله سیستانی به ملت عراق به مثابه مجموعه ای از فرق جداگانه نگاه نکردند،خاطرنشان کرد: ایشان فرقه های گوناگون را احترام می گذارند و حتی مخالفان شیعه در عراق را نه به عنوان این که فرقه هستند بلکه به عنوان مخالف مورد هجمه قرار می دهند، اما هیچگاه فرقه ها را نفی نمی کنند. ایشان با قبول این کثرت تلاش کردند به گونه ای موضع گیری کنند که به وحدت ملی میان فرقه های گوناگونی که در جغرافیای عراق زیست می کنند، خدشه و ضربه وارد نیاید. یکی از عواملی که تجزیه عراق را به عنوان یکی از سناریوهای مطلوب بعضی از قدرت های فرامنطقه ای از مطلوبیت اولیه خارج کرد و به مطلوبیت ثانویه کشاند، همین موضع گیری آیت الله سیستانی بود. این موضع گیری، یکی از عوامل موثر برای خارج شدن تجزیه عراق از مطلوبیت قابل توجه بعضی از قدرت های فرادستی فرامنطقه ای بود.

مطهرنیا با اشاره به تعامل آیت الله سیستانی با حوزه سیاست در ایران گفت: ایشان در اینجا هم بسیار خردورزانه وارد عمل شده اند؛ هیچگاه در مسایل داخلی ایران، موضع گیری نکرده اند، اما در عین حال حمایت خود را از جناح های فکری گوناگونی که نزدیکتر به اصالت اسلام تعریف شده آیت الله سیستانی بوده اند، دریغ ننموده است. به بیان دیگر ایشان تلاش داشته اند به عنوان یک عالم جلیل القدر به ایران به عنوان یک وطن بزرگ اسلامی بنگرند و در سر حد امکان در جنبه اثباتی و وجوه مثبت قضایا تقویت کننده محورهای مثبتی بوده اند که در نظام جمهوری اسلامی ایران، خود را نشان داده است.

او ادامه داد: ایشان تلاش داشته اند از وجوه احیانا منفی که در ایران رخ می دهد و چهره اسلام و رفتار و کنش اسلامی را با چالش رو به رو می سازد، دوری نمایند. بر این اساس در بسیاری از بازی های سیاسی در ایران هیچگاه نام آیت الله سیستانی شنیده نشده است. ایشان همواره تلاش کردند به عنوان یک مرجعیت اسلامی، حامی ملت ایران و گسترش اسلام راستین در ایران باشند.

این استاد دانشگاه درباره سیاست آیت الله سیستانی در خصوص ارتباط با کشورهای اسلامی و منطقه در اختلافات منطقه ای و گاهی دینی در خاورمیانه گفت: به نظر می رسد رویکرد انزواطلبی فعال در سیاست ایشان وجود دارد. ایشان هیچگاه خود را به حکومت های موجود در خاورمیانه نزدیک نکرده اند، اما فعالانه در ارتباط با اسلام و جایگاه اسلام به ویژه در عراق و ایران در بزنگاه های تاریخی، تأثیرگذاری آشکار و پنهان خود را اعمال کرده اند. از این جهت باید بگوییم که نوعی انزواطلبی فعال پیشه نموده اند.

او تصریح کرد: از یک سو شاهد حضور ایشان در مسأله عراق و مسایل مهم جهان اسلام بوده ایم و از طریق تابعین و نمایندگان خود تلاش کرده اند، این معنا را پیش برند. از طرف دیگر نیز کمترین سخن و اعلام موضع آشکار و مستقیم را از ایشان شاهد بوده ایم. اینها نشان دهنده نوعی روش بسیار زیرکانه و در عین حال تأثیرگذار در جهت گسترش اسلام اصیلی است که آیت الله سیستانی تلاش دارند به عنوان مرجع تشیع در عراق با توجه به بافت موقعیتی عراق و جایگاه ایشان در جهان تشیع دنبال کنند.

مطهرنیا با اعتقاد بر اینکه در نوع رفتار آیت الله سیستانی به مسایل سیاسی در عراق، سبقت آزادی بر عدالت مشاهده می شود، گفت: نمی دانم واقعا موضع آیت الله سیستانی چیست، اما در عمل به عنوان یک تحلیلگر به این شکل می بینم و شاید این برداشت من باشد که آیت الله سیستانی، آزادی را بر عدالت مسبوق می دانند. بر اساس آیه ۷۵ سوره حدید، اسلام با بینه روشن و آشکار آمده است تا در زمین «یقوم الناس بالقسط» داشته باشد و به کمک مردم و برای مردم، عدالت را گسترش دهد. بر این اساس ابتدا باید مردم را آزاد دانست و آزادگی را در میان مردم، گسترش و عمق و ارتقا بخشید و بعد با کمک این مردم عدالت را مستقر کرد.

او با اشاره به اینکه حسین بن علی(ع) نیز در صحرای کربلا می گوید که «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید» گفت: این که آیت الله سیستانی به رأی مردم احترام می گذارد و در پی آن نیست که به شیوه ای، تشکیل حکومت دینی با نام اسلام در عراق مستقر شود، اما بر آن است که اول مردم، آزادانه انتخاب کنند و سپس گرایش مردم را به سوی اسلام و عدالت اسلامی با حجم مشارکت بیشتر آنها فراهم آورد، به نظر می رسد در عمل آنچه صورت پذیرفته است سبقت آزادی بر عدالت در دیدگاه ایشان باشد.

مطهرنیا با تأکید بر اینکه البته من هیچ آگاهی از نظر ایشان در این ارتباط ندارم و تنها نوع رفتار و عملی را که در عراق توسط ایشان دیده ام، تحلیل می کنم، اظهار کرد: من به عنوان یک تحلیلگر معتقدم که عدالت بر آزادی سبقت ندارد. در ایران در میان بسیاری از کنشگران سیاسی، با جهت گیری های دینی، عدالت بر آزادی سبقت یافته است. ما در بیان بسیاری از کاندیداهای ریاست جمهوری در ایران و بعضی از کنشگران سیاسی به عینه دیده ایم که عدالت را بر آزادی مسبوق می دانند، در حالی که این آزادی است که بر عدالت سبقت دارد و تا آزادی نباشد، استقرار عدالت با چالش ها و بحران هایی جدی رو به رو می شود.

او با اعتقاد بر اینکه آیت الله سیستانی به حداقل دخالت روحانیان در سیاست به عنوان قدرت اجرایی و گرفتن قدرت اجرایی اعتقاد دارند، گفت: نه این که سیاست را از دیانت و روحانیت را از سیاست جدا بدانند. به نظر می رسد کارکرد روحانیت در عرصه سیاست، از منظر ایشان ایجاد فضای مناسب برای نظارت بهتر روحانیت بر عملکردهای سیاسی و ادراک سیاست توسط آنها جهت انجام این نظارت است. آیت الله سیستانی با رفتار و عمل خود نشان داده است که می خواهد مرجعیت سیاسی نیروهای مدنی باشد، نه مرجعیت سیاسی قدرت سیاسی.