با سلام و عرض احترام
نگارش این خطوط و انتشار این سخنرانی تنها برای آگاهی بخشی در ارتباط با متن سخنان اینجانب در مورخه ی 27/2/1395 در دانشگاه آزاد اسلامی کرج است.در این سخنرانی داعش محصول فضای گفتمانی ناشی از انقلاب اسلامی و به عنوان پادزهری در برابر انقلاب اسلامی ملت ایران دانسته شده است که چون زهری برای مخالفانش ناخوشایند بوده است. در این سخنرانی به هیچ وجه داعش محصول انقلاب اسلامی خوانده نشده است بلکه در متن موجود صوتی و پیاده شده ی آن به خوبی تاسیس داعش در تقابل با انقلاب اسلامی آمده است . تاکنون آن را به انتشار نگذاشته بودم ولی بعضی از مسایل من جمله پیگیری های موجود در این زمینه موجب شد آن را به انتشار بگذارم . امید دارم که مخاطبان این نوشتار و به ویژه اصحاب رسانه با توجه به فضا سازی های موجود؛ تنها آن را حمل بر روشن سازی افکار عمومی بدانند. این متن عین نوار پیاده شده ی ارسالی برای من است که در آن حتی نام فامیل من (مطهری نیا) آمده است. غلط های املایی در آن هست و چون زبان محاوره ای بوده و زمان هم کم؛ گاه کلماتی جا افتاده است من عین متن پیاده شده از طرف مراجع ذیربط را گذاشته ام .تکیه بر چملاتی مقطع و آن هم با برداشتن کلمات معناداری چون فضای گفتمانی در ادبیات تحلیل گفتمان، و ارسال آن به خبرگزاری ها و .... خارج از اخلاق است.

سمینار صلح و جوان  با حضور دکتر مهدی مطهری نیا در دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج

        دکترمطهری نیا رئیس پژوهشکده  علوم اجتماعی و اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی:

بسم ا... الرحمن الرحیم بنام یکتا پروردگار بخشایش گر مهربان، خداوند را سپاس می گویم که فرصت داد در حمع شما عزیزان به بیان سخن آن هم در باب یک موضوع مهم صلح و سلام بپردازم.

پیشاپیش مبعث را تبریک می گویم این روز را که روز جوان به مناسبت تولد حضرت علی اکبر شما بهانه کرده اید و بر مبنای همین روز و اشتیاق یادآوری از بزرگان برخاسته از متن و بطن دین زمینه ساز گفتگو در باب این گفتمان شده اید بسیار سپاسگزار و متشکرم بویژه از ریاست محترم دانشگاه. امید دارم که تلاش های ایشان و مجموعه همکارانشان من جلمه آقای دکتر صدیق بتواند زمینه پرور در مرحله نخست و زمینه ساز در مرحله دوم  ایجاد یک فضای مناسب برای رشد این گفتمان در جامعه ملی ما و سپس انتقال به حوزه منطقه ای و بین المللی باشد.

برپایه این نشست بر مبنای مصوبه شورای راهبردی فرهنگی اچتماهی دانشگاه آزاد اسلامی است چرا که طرح گفتمان صلح و سلام در این شورا مطرح شد. قرار بود گفتمان صلح باشد من در محضر معاون فرهنگی دانشگاه به عنوان عضوی از این شورا پیشنهاد کردم کلمه سلام هم به آن افزوده شود و به دلیل ادراک عمیق که ایشان نسبت به موضوع داشتند و خودشان در این زمینه فعال هستند و با نظر مجموعه دوستان رای دادند که صلح و سلام شکل بگیرد. به گونه ای که دانشجویان ما آنهایی که مشتاق هستند تا این اندیشه را در رگ های جامعه گسترش دهند،از جغرافیای معرفت یعنی دانشگاه آن هم جغرافیاید معرفتی که برخاسته از اراده ملت است. دانشگاه آزاد اسلامی اگر چه از منظر سیتمی بر بزرگترین دانشگاه غیرحضوری تکیه می کنند اما من به عنوان عضوی ای این خانواده مفتخر به عضویت هیأت علمی از دانشگاهی هستیم که بیشترین مشارکت مردمی را در تاریخ این مرز و بوم برای ساخت و پرداخت یک جغرافیای معرفت در اذهان خود ذخیره کرده و انباشته های خود و داشته های خود را فزونی می بخشد و این فزونی بخشی خواست و اراده ملت است.این ملت است که خواهان گسترش آموزش عالی بوده است و هزینه های آن را پرداخت کرده است و امروز فرزندان دلیر این مرز و بوم را با هزینه خود به میدان آموختن می فرستد تا بتوانند در آینده بر گستره پر پهنای جامعه ما تاثیر گذار باشد و لذا این مایه افتخار است.

      قبل از اینکه عرایضم را شروع کنم در موضوع بحث از دوستان عذرخواهی می کنم از اینکه پشت میز نشسته ام چون مهره کمر و گردنم مشکل دارد و حمل بر بی ادبی و جسارت و خودخواهی نشود نشسته ام و تکیه داده ام. سعی می کنم زیاد تکیه ندهم چون نشستن و تکیه دادن بر صندلی قدرت به این راحتی بلند نمی شود و فکر این را باید بکند که دیگران نیز کارهای دیگری دارند که باید به آن بپردازند.

سعی می کنم موجز سخن بگویم در نزد اصحاب فن و اصحاب علم باید بسیار دقیق سخن بگویم.

گفتمان صلح و سلام مطرح است این گفتمان در جایی شکل میگیرد که منادی ایجاد یک وحدت پایدار براساس واعتموا بحب الله جمیعا در نظام گفتمانی جهان است.

جهان اکنون در 50 سال اخیر رشد شتابانی داشته است که برابر همه ازمنه تاریخ محسوب می شود.و براساس پیش بینی آینده پژوهان در 25 سال آینده با رشد فناوری های ارتباطی و حیات بشری سبک زندگی بشری و پژواک های گوناگون این سبک را تغییر خواهد داد. در 25 سال آینده دستاوردهای علمی بشر برابر با 50 سال گذشته خواهد بود که این 50 سال خود برابر با کل تاریخ شاهد پیشرفت علمی بشر بوده است. در جامعه ای زیست می کنیم که انقلاب در ایران رخ داده است که ملت ایران به نام خدا به قول پیر... انقلابی را شکل داده است که مدعی ایجاد یک اصول و ارزش پایدار در جهت گسترش عدالت بر روی زمین است و کلیت نظام بین الملل را به واسطه عملکرد خود به چالش گرفته است.

از سوی دیگر جهان شاهد یک حرکت زیرپوستی در لایه های گوناگون حیاط اجتماعی و سیاسی خود برای دستیابی به این عدالت است. آنچه که امروز به عنوان تروریست از آن یاد می شود دانش واژه ای لغزانی است که گفتمان های گوناگون در کرانه های گفتمانی خود از آن یاد می کنند و بر مبنای این کرانه های گفتمانی ضمانت تعریف از مفهوم آزادی را در آن مشخص می کنند. هیچ مفهومی وجود ندارد که کرانه ناپذیر باشد لذا مفاهیم در دستگاه تحلیل گفتمان کرانه پذیرند و اگر کرانه ای بر واژگان وجود نداشته باشد، بسیار لغزان و غیرقابل تعریف می شوند و تعریف عملیاتی نمی پذیرند و ابعاد گوناگون آنها مشخص نمی شوند و بر مبنای این ابهام، در رفتار و یا کنش ایجاد نوعی ابهام را در جامعه و در مناطق جغرافیایی هدف خود بوجود می آورند. لذا گفتمان صلح و سلام به دنبال چه چیز است. تاکید بر دانش واژه صلح داریم و این دانش واژه ها بر چه جغرافیایی بر می گردند. از منظر نظریه تضاد، صلح در برابر جنگ قرار می گیرد. دوستان شما وقتی آن کلیپ را نشان می دادند تاکید بر جنگ داشتند. جنگ بارزترین وجه خشونت است. خشونت که پیش بیاید این خشونت انباشته شده در افراد و جماعت ها و جوامع گوناگون به شیوه های مختلف بروز پیدا می کند و بروز آتش فشانی نامیده می شود.

  امروز داعش محصول یک خشونت انباشته شده و سوء استفاده از این خشونت انباشته شده در فضای گفتمانی انقلاب اسلامی است. شاید بگویید انقلاب اسلامی؛ داعش. شما حالتان خوب است که انقلاب اسلامی را به داعش نسبت می دهید؟! بگذارید توضیح بدهم. از یک سو انقلاب اسلامی محصول مبارزه یک ملت مسلمان در دو جغرافیای معنا دار و تعریف شده بود. یکی در داخل مرزهای ایران برضداستبداد و دیکتاتوری و دیگری یک دیکتاتوری فراگیر تحت عنوان سطله قدرتهای فراگیر جهانی بر کشورهای فرودست.

ظلم فرادست و فرودست محور مشترک این دو بود. استبداد و استعمار در این دو معنا به یکدیگر پیوند میخورند لذا معمار انقلاب اسلامی با توجه به متن جامعه ایرانی که بافت متن دینی است که از زمان کوروش ذوالقرنین از هویتی دینی برخوردار بوده است با بازتعریف دین اسلام در چارچوب اسلامی سیاسی خواهان ایجاد یک حکومت دینی خواهان عدالت سیاسی در لایه های گوناگون حیات اجتماعی بشر برآمد و انقلاب اسلامی ایران با استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران سیاست را دینی کرد و این بازمی گردد به گزاره های فرهنگی ما که اساسا دین و سیاست با یکدیگر عجین هستند. اگر مرجع آن را به شهید مدرس که می فرمود سیاست ما عین دیانت ماست و دین ما عین سیاست ماست، اما باید پذیرفت که قبل از او و حتی قبل از پذیرش اسلام ما پذیرایی نوعی گتفمان دینی در عرصه سیاسی هستیم که خود را در نبرد اهورا مزدا و اهریمن نشان می دهد و و وظیفه و رسالت انسان دین مدار زرتشتی را زرتشت علیه السلام به عنوان یک پیامبر ایرانی تبار حمایت و دفاع از ارزش هایی می داند که از جبهه اهورا بر می خیزد و لذا انسان سیاسی مکلف است که در این نبرد به اهورا کمک رساند و این تعبیری سیاسی ازجلوه های دین در آیین زرتشت است که پژواک آن به تعبیر باشلاری آن انعکاس پیدا می کند در گفتمان شیعه در ایران. همین الان شیعه ایران بیش از شیعه عراق سیاسی است و دنبال ایجاد فضایی است که اسلام اولویت بر ملیت پیدا می کند و این بازمی گردد به فرهنگ مردم این که تشابه و تداوم همه ایرانیان در هر جای جهان گرایش دینی است. که در خطوط مختلف تاریخی استمرار پیدا کرده است و در قالب گتفمان و خورده گفتمان های متفاوت خود را نشان داده است و لذا انقلاب اسلامی حکومت دینی راتشکیل داد و دین را سیاسی کرد .لذا باید هر آنچه که سیاسی است باید در عینت بروز سیاست منطبق بر دین باشد و اگر نباشد این حکومت دینی است که بالاترین ضربه را به دین می زند و موجب دین گریزی و دین ستیزی می شود همان چیزی که در کلیسای کاتولیک در قرون وسطی پیش آمد.

دین سیاسی شد، رسالت تشریع برای خود قائل شد حکومت دینی تشکیل داد نتوانست خط مشی خود را منطبق با اصول دین کند و در نهایت آنان که مدعی دین مداری بودند رفتار و کنش هایشان منطق بر اصول دینی نبود لذا موجب واگرایی طبقات مختلف مردم از دین شد. خواست بر علیه آنها مقاومت کند دادگاه های انگیزاسیون و تفتیش عقاید گذاشت. خواست بر علیه آنها مقاومت کند یان حوس شاگرد بزرگ برونئو را در میدان پراگ زنده زنده در آتش سوزاند. خود یان حوس یکی از محترمترین و بزرگترین کشیشان زمان خود و بسیار مومن بود که اعلام کرد مخالفت با پاپ، عین تبعیت از عیسی مسیح است لذا اولین ضد مسیح را خود پاپ معرفی کرد. پاپی که عرصه دین و درعرصه پایه گذاری تعیین گزاره ها و قواعد دینی الان دارد ضد مسیح عمل می کند و موجب دین گریزی و دین ستیزی شده است.

    در این چارچوب وقتی انقلاب اسلامی آمد گزاره های جدی صلح مدارانه را گفت، کم کم مقاومت ها در برابرش ایجاد شد و در چارچوب ترفندهای گوناگون در سه چهار دهه اخیر خودش را نشان داد. در دهه پایانی که منجر به سال های اخیر می شود در سیستم های اطلاعاتی و امنیتی منطقه این نکته مورد توجه قرار گرفت که باید هر زهری را پادزهرش را از درون خودش جست و لذا برای کنترل انقلاب اسلامی در درون انقلاب اسلامی بایستی در مقابل انقلاب اسلامی پادزهر یافت و این امر با انتخاب جاسوس و جاسوسه و سرکوبی نهاد های ما نبود، باید ظریف ترین بخش اندیشه اسلامی ما را مورد تهاجم قرار می داد یعنی تهاجم عملیاتی. در اینجا بود که داعش بروز کرد. داعش یعنی دولت اسلامی عراق و شام. شما آمدید دین را بازتفسیر سیاسی کردید. دین و سیاست یکی است بله ولی لاجرم همیشه دین رسالت تشکیل حکومت دینی ندارد این است که امام هشتم ما وقتی مامون می خواهد مسئولیت تشکیل یک حکومت دینی را بر عهده او بگذارد ولایت عهدی او را فقط به یک شرط می پذیرد و آن هم اینکه حکم حکومتی صادر نکند.  چون اگر حکم حکومتی صادر کند در آن بافت موقعیتی که به هیچ وجه زمینه و زمانه و فضا به تعبیری آماده پیاده شدن قواعد فقهی ناشی از شریعت اسلامی نیست، موجب وهم دین در آینده خواهد شد و نه تنها افراد خالص جهان را به طرف دین نخواهد آورد، بلکه آنان را در چارچوب گریز از دین و حرکتی ضد دین صف بندی خواهد کرد.

لذا داعش محصول فضای گفتگوی انقلاب اسلامی و برخورد با انقلاب اسلامی بود. پادزهر را باید از درون خود زهر جست. امروز داعش بسیار بدتر از سنت گرایانه دگماتیسم عرصه دینی ما دارند عمل می کنند. کوچکترین معنا و حرکت محاسن نداشته باشید؛ وکالت خوانده باشید حکم آن اعدام است

 ادامه دارد