تبلیغات
سایت رسمی دکتر مهدی مطهرنیا ـ آینده پژوه اجتماعی - فرهنگی و ارتباطات سیاسی - دكتر مهدی مطهرنیا در گفتگو با روزان: برای ایران بهتر است دموكرات‌ها در كاخ سفید باقی بمانند/ برجام برای ایران اجبار و برای آمریكا لازم ب


Admin Logo
themebox Logo
!-- www.newseek.ir -->
تاریخ:یکم مهر 95-13:31

دكتر مهدی مطهرنیا در گفتگو با روزان: برای ایران بهتر است دموكرات‌ها در كاخ سفید باقی بمانند/ برجام برای ایران اجبار و برای آمریكا لازم ب

دكتر مهدی مطهرنیا در گفتگو با روزان: برای ایران بهتر است دموكرات‌ها در كاخ سفید باقی بمانند/ برجام برای ایران اجبار و برای آمریكا لازم بود

روزان نیوز-هر كس در سال 92 رئیس‌جمهور می‌شد باید برجام را امضا می‌كرد .



 ‌زهره آقایانی : رای دیوان عالی آمریكا برای بلوكه شدن 2 میلیارد دلار دارایی ایران حرف‌ها و حدیث‌های بسیاری را هم در داخل و هم در جامعه سیاسی ایالات متحد بوجود آورد. در همین راستا ایران اقدامات فوری را برای بازگرداندن این اموال صورت داد. از نامه وزیر خارجه به سازمان ملل متحد گرفته تا تلاش برای تجمیع رای جنبش غیرمتعهدها برای بازگرداندن این دارایی به ایران. اما آمریكا همچنان از اقدام خود حمایت می‌كند. آنچه كه در این جریان حائز اهمیت است باید دید اقدام اخیر قوه قضائیه آمریكا آیا صرفا سیاسی بوده یا آنكه بر اساس احكام و قوانین جاری در این كشور چنین حكمی صادر شده است. گمانه سیاسی بودن این اقدام كه البته مقامات تهران بر آن بارها تاكید كرده‌اند از آن جا قوت می‌گیرد كه با اجرایی شدن برجام، قوه قانونگذاران آمریكا هم، همزمان با این رای دست به اقدامات تحریمی دیگر به بهانه‌های عجیب و غریبی علیه ایران زده‌اند. این اقدامات شائبه سیاسی بودن رای دیوان عالی آمریكا را پررنگ تر می‌سازد. در همین زمینه و تاثیر اقدامات اخیر واشنگتن بر روی برجام و مراحل اجرایی آن سئوالاتی بود كه با دكتر مهدی مطهرنیا استاد امور بین‌الملل در میان گذاشتیم. وی معتقد است شاید نتوان این اقدام را سیاسی خواند اما نمی‌توان آن را خارج از تحركات لابی‌گری اسرائیل قلمداد كرد. مطهرنیا وضعیت بینابینی را برای این حكم متصور است. او در ادامه به مسائل جانبی این حكم می‌پردازد كه مشروح كامل آن را در ذیل می‌خوانید:

اقدام اخیر دیوان عالی آمریكا در مصادره 2میلیارد دلار تا چه حد سیاسی بود؟

ساختار قدرت در ایالات متحده آمریكا بر مبنای تفكیك قوا متكی است. اگرچه تفكیك مطلق قوا در تعریف عملیاتی به هیچ وجه امكان‌پذیر نیست اما سابقه تاریخی عملكرد قوه قضائیه ایالات متحده آمریكا كه تحت عنوان دیوان عالی دولت فدرال ایالات متحده عمل می‌كند، نشان می‌دهد كه این قوه هم از نظر ساختار قدرت و هم از نظر عاملیت قدرت تا حدود زیادی استقلال خویش را از قوه مجریه ایالات متحده آمریكا به خوبی نشان داده است. باید حق بگوییم كه در ایالات متحده آمریكا در عین اینكه تحركات تمامیت‌خواهانه بین‌المللی دنبال می‌شود و اساسا در حدود 230 سال سابقه شكل‌گیری دولت فدرال ایالات متحده از سال 1789 تاكنون، تمام روسای 44 گانه ریاست جمهوری در ایالات متحده آمریكا در یك روند رو به جلو تلاش داشته‌اند كه قدرت این كشور را در چارچوب ‌این كشور در گستره قاره‌ای و فراقاره‌ای و اكنون بین‌المللی و جهانی گسترش دهند. اما در ارتباط با نوع عملكرد آنها در چارچوب تطبیق عملكرد قوا با یكدیگر و یك نوع مطالعه تطبیقی در خصوص نوع عملكرد آنها با دیگر كشورهای ثالث كه تلاش داشته‌اند نوعی تمامیت‌خواهی بین‌المللی را در جامعه جهانی حاكم كنند، دارای نقاط قابل تاملی است. در ایالات متحده آمریكا با توجه به حاكم بودن مكتب لیبرالیسم و ایجاد یك قانون اساسی كه در آن شاهد شكل‌گیری حجیم‌ترین متن در میان قوانین اساسی كشورهای جهان است، این متن كوتاه و فشرده به گونه‌ای تنظیم شده كه تا حد امكان زمینه‌های تداخل قوا در آن جلوگیری شود و حركت‌ها به گونه‌ای صورت گیرد كه بتواند زمینه‌پرور و زمینه‌ساز ایجاد استقلال قوا باشد. اما این نكته را هم نباید از نظر دور بداریم كه نمی‌توان به سهولت بر این نكته تاكید و این گزاره را تولید كرد كه عملكرد دیوان عالی ایالات متحده آمریكا در فضای گفتمانی سیاسی قرار می‌گیرد ولی از آن تاثیر نمی‌پذیرد و لذا با توجه به این مقدمه نسبتا طولانی می‌توانم بگویم كه پاسخ گفتن به این پرسش كه آیا حكم دستگاه قضائی ایالات متحده آمریكا در ارتباط با ایران و بلوكه كردن بخشی از پول ایران در ارتباط با مسائل موجود و ادعاهای مطرح‌شده در ارتباط با دولت ایران درست بوده است یا نادرست؟ اینكه تحت تاثیر فضای سیاسی بوده است یا مستقلانه این تصمیم گرفته شده است؟ نمی‌توان پاسخ "بله" یا "نه"، به صورت مطلق داد. بلكه باید این نكته را مدنظر قرار داد كه فضای بینابینی این دیدگاه باید مورد توجه قرار بگیرد. چراكه از یكسو در فضای گفتمانی ناشی از حدود 4 دهه كشمكش سیاسی، تا مرزهای برخوردهای نظامی بین ایران و آمریكا وجود داشته است. انگشت اتهام ایران به سوی آمریكا و انگشت اتهام آمریكا به سوی ایران در موارد عدیده‌ای در این سالها شكل گرفته است. هنوز پیامدها و خروجی‌ها و بهتر است بگویم خروجی‌ها و پیامدهای این اصطكاك خود را در ساعت‌های گوناگون نشان می‌دهد و به پیروی از این میزان اصطكاك و رو در رویی میان واشنگتن و تهران، دیوان عالی فدرال ایالات متحده آمریكا نمی‌تواند مدعی باشد كه تحت نفوذ چنین فضایی قرار ندارد. از طرف دیگر با توجه به نوع عملكرد دستگاه قضائی ایالات متحده آمریكا، جایگاه آن در ساختار قدرت و سابقه تاریخی این دیوان و دادگاه‌های آمریكا در برخورد با چنین پرونده‌هایی می‌توانیم بگوییم تا حدود بسیار زیادی به نسبت دیگر كشورها، و در مقام تطبیق با عملكرد دیگر كشورها تلاش شده است كه جنبه‌های حقوقی موضوع مورد نظر قرار بگیرد. لذا فضای بینابینی این معنا را باید مدنظر قرار داد.

آیا طرح‌های مختلف كه علیه ایران پشت سر هم در كنگره داده می‌شود یك روند رو به رشد است یا عادی است و عامدانه و با برنامه نیست؟

باید بپذیریم كه در وضعیت كنونی و با توجه به برجام و پذیرش برجام از سوی ایران و ایالات متحده آمریكا سخنان رهبران ایران و سخن رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریكا روح حاكم بر برجام به هر تقدیر پیامدهای خاصی را به دنبال دارد. هم اوباما بر این نكته تاكید داشته و هم رهبری نظام جمهوری اسلامی و هم رئیس‌جمهور ایران بر این معنا پای فشرده‌اند. دیگر رده‌های مسئولین كشورهای آمریكا و ایران نیز بر این نكته و روح توافقنامه ژنو و درنهایت شكل گرفتن برنامه اقدام جامع مشترك موجب می‌شود كه این نوع عملكردها با علامت سئوال جدی روبه‌رو باشد و برداشتی كه از آن می‌شود بیش از آنكه متكی بر عملكرد قانونی قوه قضائیه ایالات متحده آمریكا باشد، متوجه تحت تاثیر قرار گرفتن در یك فضای سیاسی از یكسو و از سوی دیگر نفوذ لابی‌های صهیونیستی و نفوذ لئوكان‌های قدرتمند حزب جمهوریخواه در قوه قضائیه آمریكا محسوب شود. من نمی‌خواهم بگویم كه این پنداشته‌ها یا فرضیه‌ها درواقع ثابت‌شده است اما از منظر تحلیلی و با توجه به آنچه بیان شد، اكنون این پرسش مطرح است كه آیا این لابی‌های صهیونیستی بوده‌اند كه در وضعیت كنونی تاثیرات خود را بر سیستم قضائی ایالات متحده آمریكا به جای گذاشتند تا این پرونده در جغرافیای زمانی كنونی با دادن این حكم روح حاكم بر برجام و فضای مثبت میان تهران و واشنگتن كه می‌تواند در آینده بسیاری از مسائل را نه‌تنها در بحث منطقه‌ای بلكه در شكل‌گیری نظام آینده بین‌المللی حل كند، تحت‌الشعاع قرار بدهد. یا آنچه كه این نئوكان‌ها یا نومحافظه‌كاران ایالات متحده آمریكا بوده‌اند كه برای دستیابی به برگ برنده‌ای در آستانه انتخابات 2016 در جهت برهم زدن فضای حاكم بر برجام و روح جاری در آن كه برای تحت فشار قرار دادن دولت اوباما، قوه قضائیه ایالات متحده آمریكا به این سمت و سو هدایت كردند. آنچه مقدر است اینها فرضیه‌هایی است كه به هر تقدیر در ذهن تحلیلگران ایجاد و درست یا نارست بر روی افكار عمومی در لایه‌های مختلف بویژه توده‌ها و سپس نخبگان جوامع گوناگون تاثیر خود را برجای می‌گذارد.

ایران در برخورد با اقدامات آمریكا چه نوع استراتژی دیپلماتیك را باید اتخاذ كند و چقدر می‌تواند در این راه یعنی كاهش ضررهای احتمالی موفق باشد؟

آنچه در این پرونده بیشتر مطرح است، نوع عملكرد دولت دهم و شخص ریاست‌جمهوری سابق ایران در ارتباط با خرید اوراق قرضه ایالات متحده آمریكا به این میزان، در كشوری است كه او آن را دشمن اصلی ایران می‌نامید و در این زمینه خود را مكلف و پرچمداری مبارزه با آمریكا در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی می‌دانست. مسافرت یك استاد دانشگاه به ایالات متحده آمریكا و نشست او با یكی از اساتید برجسته این كشور موجب می‌شود كه این شخص در داخل كشور با اتهامات گوناگونی روبه‌رو و زمینه‌های تحت فشار قرار دادن او در دانشگاه‌های كشور و آكادمی‌های موجود ایران فراهم بیاید. رئیس دولت دهم با وجود دكترین سیاست تهاجمی در سیاست خارجی خود و این همه شعار بر علیه ایالات متحده آمریكا و اعلام اراده بر اینكه می‌خواهد دلار را از مبادلات بازرگانی و تجاری ایران خارج و "ین" ژاپن یا "یوآن" چین یا "یورو" یا هر واحد پولی دیگری را كه جای دلار مطرح می‌كرد چگونه شده است كه این مقدار سنگین از سرمایه‌های ایران را، با دلار آمریكا سرمایه‌گذاری كرده است آنهم در زمانی كه ایالات متحده آمریكا با بحران اقتصادی عجیبی روبه‌رو بوده است. این نوع عملكرد با شعارهای ضدآمریكایی وی وتیم همراه او چندان سازگار نیست. لذا با توجه به این معنا امروز این نكته بیش از هر چیزی در محافل سیاسی مطرح است. از طرف دیگر آمریكا در ایران روزانه شاهد «مرگ گفتن‌های» فراوان بر آمریكا در محافل مختلف است و به هر ترتیب گفتن «مرگ» در یك كشور، پیامدهای خاصی را هم، برای كشور گوینده این شعار داراست. باید بپذیریم كه اگر در یك كشور دیگری هم روزانه و در همه محافل و بعد از همه مراسم عبادی و سیاسی ایران مرگ بر آمریکا گفته شود، بی‌تردید مجموعه قوای حاكم در ایران مانند قوه قضائیه، مجریه و مقننه و سازمانها و نهادهای مختلف تلاش می‌كنند تا سرحد امكان از زوایای گوناگون سیاسی، حقوقی، فرهنگی، امنیتی استفاده كنند و كشور مقابل را عقب برانند. لذا قوه قضائیه آمریكا از این طریق مستثنا نیست.

آیا ما از نظر رفع تحریم‌ها به نقطه‌ای رسیده‌ایم كه تحریم‌های احتمالی و غیر هسته‌ای آمریكا علیه كشورمان تاثیر چندانی نداشته باشد؟ حداقل مثل دوران پیش از دولت نهم باشیم.

آنچه در 35 سال گذشته انجام شد، تجمیع توان، مدیریت شده بر علیه ایران در جهت اعمال فشار در موقعیت مقتضی است كه می‌توانیم بگوییم دو محور داشته است. محور اصلی آن، تنظیم تحریم‌ها و گذاشتن این تحریم‌ها در سبد اعمال فشار در موقعیت مقتضی. محور دیگر مدیریت منابع انرژی جهان و تنظیم تحرك، برای تلاقی این مدیریت در جهت انرژی و در جهت كاهش قیمت نفت با اعمال فشار ناشی از تحریم‌ها بوده است، كه در این سه، چهار سال اخیر خود را نشان داد. علی‌رغم همه حرف‌هایی كه از سوی مسئولین رسمی ما عنوان شد، پذیرش برجام نه براساس یك اراده داوطلبانه بلكه براساس اجباری بود كه اراده دولتمردان و حكومتگران را به سمت امضای تفاهمنامه برجام سوق داد. لذا تفاوتی نمی‌كرد كه از كاندیداهای ریاست‌جمهوری سال 92، كدام یك بر كرسی قدرت ریاست‌جمهوری بنشینندو در ارتباط با مسئله برجام وارد عمل شوند. هر كدام از آنها بر این كرسی می‌نشستند، امروز باید برجام را امضاء می‌كردند. تنها تفاوتش این بود كه با درایت مردم، و تیزبینی آنها شیخ دیپلماتی رئیس‌جمهور شد كه یك وزیر امور خارجه بسیار قدرتمند و متخصص را برگزید كه امضای همین برجام با آن وضعیت با همه امتیازاتش نیز نسبت به علم اجماعی ما نسبت به دیگر كنشگران و البته نسبت به كاندیداهای دیگر تا حدود زیادی وضعیت بهتری را برای ما فراهم كند. اینكه بعضی از برجام خرده می‌گیرند و نقد می‌كنند و نكاتی را مطرح می‌كنند، این نكات به مسائل داخلی كشور برمی گردد و نبرد سیاسی برای كسب كرسی‌های بیشتر در آینده ایران. اما در عمل برای ملت ایران پذیرش برجام، بهترین كار در بدترین موقعیت بود و ظریف و روحانی و تیم آنها توانستند این بهترین رفتار را در بدترین موقعیت به خوبی مدیریت كنند و نظام جمهوری اسلامی ایران هم با تفكر و اندیشه‌ای كه در این باب داشتند، در عمل آنها را حمایت كردند و منتهی به برجام شد. امروز توقعات فزاینده از برجام وجود دارد. 35 سال رهبری، مدیریت و ریاست تحرك بر ضد ایران عملیاتی شد و در 3، 4 سال اخیر خود را كاملا به نمایش گذاشت. كسانی كه تا دیروز می‌گفتند تحریم‌ها اصلا اثر ندارد و موجب استقلال كشور می‌شود، تحریم كنید تا تحریم‌دانتان پر شود و غیره و ذالك امروز هنوز 3 ماه از امضای قرارداد برجام نگذشته، متوقع‌اند كه جهان گل و بلبل شود و فكر می‌كنند كه یك سریال تلویزیونی است كه بصورت نوشته روی صفحه تلویزیون می‌آید كه «زندگی شیرین می‌شود» همه چیز به گل و بلبل تبدیل شده و از وضعیت بحرانی خارج می‌شود. دنیای سیاست، دنیای واقعیت‌هاست. واقعیت این است كه تحریم‌های هسته‌ای برداشته شده است، برداشتن تحریم‌های هسته‌ای مانند اعمال كردن آن، كه 12 سال طول كشید، حداقل چندین سال راه می‌طلبد تا بتواند به نقطه نخست و استارت خود برسد. لذا بالا بردن توقعات تنها ناشی از جهل است یا تعمد است تا بتوانند فضا را آلوده یا برجام را از بین ببرند یا امضاكنندگان برجام را به كنار زده تا عده‌ای دیگر جانشین آنها شوند. این معنا در ادبیات سیاست كاملا به قوت خود باقی است. پس باید بگویم كه تحریم‌ها فقط در حوزه هسته‌ای برداشته شده‌اند. برداشته شدن تحریم‌ها و تاثیر آن و بجا گذاشتن تاثیر آن در زندگی و حیات تك‌تك مردم ایران طول می‌كشد. بازی ادامه دارد در ساعت‌های گوناگون مانند سلاح‌های غیرمتعارف باید تلاش كنیم چرا كه ایران باید بداند برای دستیابی به توان موشكی بیشتر، یا در ارتباط با مسئله حقوق بشر، در ارتباط با مسئله حتی اعراب و اسرائیل و موجودیت اسرائیل، بازی ادامه خواهد داشت. و در عین حال كه فكر می‌شود، سخت‌ترین پرونده پیش رو مسئله اسرائیل باشد، به عقیده من آسان‌ترین پرونده روبه‌رو مسئله اسرائیل خواهد بود كه اگر ایران با خردورزی سیاسی وارد عمل شود و در آمریكا اوباما استمرار پیدا كند، این بالاترین خطر متوجه اسرائیل و رژیم‌هایی خواهد بود. چراكه در آینده الزام ناشی از ژنوم ژئوپلوتیك و اتم ژئواستراتژیك ایران و آمریكا و نظم آینده جهانی ایجاب می‌كند كه ایران و آمریكا به صورت شركای استراتژیك در منطقه ونظام بین‌الملل با یكدیگر رفتار كنند.

به‌نظر شما آیا اقدامات آمریكا اعم از دولت یا كنگره موقعیت برجام را به خطر می‌اندازد؟

نه ایران بر آن است كه موقعیت برجام را به خطر بیندازد و در وضعیت كنونی برهم زند و نه آمریكا برآن است كه این موضوع را از دستور كار خود خارج كند. حداقل اوباما و تیم بر سر كار او، دنبال این موضوع نیستند. از طرف دیگر انتخابات ریاست‌جمهوری آمریكا در پیش است. نگرانی‌های بسیار زیادی، هم برای ایران و هم برای تیم اوباما و نئوتكنوكرات‌ها وجود دارد كه با آمدن یك رئیس جمهور جمهوریخواه آنهم كسی مانند ترامپ یا تد كروز زمینه‌های اختلال در آینده تحركات مبتنی بر برجام را به‌وجود آورد. من بر این باورم كه پذیرش برجام برای ایران یك اجبار بود و نو محافظه‌كاران ایرانی در صورت برداشته شدن این اجبار به سرعت تلاش خواهند كرد میز برجام را برهم بزنند. همانگونه كه در واشنگتن هم تلاش آمریكا برای امضای برجام اگرچه اجبار نبود ولی الزام بود و این الزام ایجاب می‌كرد كه ایالات متحده آمریكا، ایران را جدی بگیرد و به نظم منطقه‌ای و نظام آینده بین‌الملل ایران را به عنوان یك بازیگر قدرتمند بپذیرد. این منطق واقع‌گرایی اوباما و در عین حال ارزش گرایی او در چارچوب نگرش‌های نئودموكراتیك‌اش بود.

اگرچه وزارت خارجه آمریكا از اقدام دیوان عالی این كشور عیه ایران حمایت كرده است ولی آیا ممكن است دولت اوباما برای كم كردن اثرات منفی این اقدام اقدامات جبرانی مثبتی انجام دهد؟

اوباما تلاش دارد كه تا سر حد امكان زمینه‌های اجرایی برجام را قبل از شروع ریاست‌جمهوری آینده به وجود آورد. توصیه‌های او به پادشاه عربستان و بانك‌های جهانی، ماموریت دادن به وزیر خزانه‌داری دولت آمریكا برای فضای مناسب رد و بدل تجاری و مالی در ایران هم در این راستا قابل تحلیل است. به باور من، امكان پیروزی هیلاری كلینتون بیشتر از رقبای جمهوریخواهش است و ساختار قدرت در ایالات متحده آمریكا اگر عقلایی عمل كند باید تلاش كند كه دموكرا‌ت‌ها در كاخ سفید بمانند نه‌تنها برای ایران بلكه برای بحران سوریه، بحران یمن، بحران بحرین. لذا منطق قدرت ایجاب می‌كند كه هیلاری كلینتون رئیس جمهور آینده آمریكا باشد. اما نباید از این نكته دور شویم كه آمریكا كشور شگفتی‌هاست و بعید نیست ناگهان اتفاقی و رویدادی این غافله را به ترامپ یا كروز وصل كند و آنگاه است كه كار برای تهران مشكل‌تر خواهد شد. از این جهت باید به فكر این معنا باشیم كه تا سر حد امكان از فرصتهای باقیمانده بهترین بهره را ببریم و به‌جای رودررویی و تقابل و ایجاد بی‌انگیزگی در یكدیگر، زمینه‌ساز و زمینه‌پرور یك فرهنگ معنادار در این جهت باشیم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دنبالک ها: دكتر مهدی مطهرنیا در گفتگو با روزان: برای ایران بهتر است دموكرات‌ها در كاخ سفید باقی بمانند/ برجام برای ایران اجبار و برای آمریكا لازم بود روزان نیوز-هر كس در سال 92 رئیس‌جمهور می‌شد باید برجام را امضا می‌كرد . 

How do you grow?
یازدهم شهریور 96 13:24
I think the admin of this site is genuinely working hard in support of his site, as here every data is quality based
data.
How can you heal an Achilles tendonitis fast?
هفتم مرداد 96 00:32
This piece of writing will assist the internet people for setting up new blog or even a weblog from start to end.
How do you grow?
سی و یکم تیر 96 10:23
Heya i am for the first time here. I found this board and I find It really useful & it helped me out much.
I'm hoping to present one thing back and aid others such as you helped me.
manicure
سیزدهم اردیبهشت 96 18:11
After I initially commented I appear to have clicked the -Notify me when new comments are added- checkbox and now every time a comment is
added I get 4 emails with the exact same comment.
There has to be an easy method you are able to remove me from that service?
Many thanks!
manicure
سیزدهم اردیبهشت 96 14:22
Very good website you have here but I was curious if you knew of any forums that
cover the same topics talked about in this article?
I'd really love to be a part of group where I can get responses from other knowledgeable people that share the same interest.

If you have any recommendations, please let me know. Appreciate it!
BHW
بیست و هشتم فروردین 96 09:42
Highly descriptive blog, I enjoyed that bit. Will there be a part 2?
BHW
بیست و پنجم فروردین 96 03:56
It's impressive that you are getting ideas from this piece
of writing as well as from our discussion made at this time.
مریم
یکم مهر 95 16:44
سلام به همه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر