برجام، دستاورد بزرگ ایران در ۴دهه اخیر
مهدی مطهرنیا *

گزارشی که از سوی وزارت امور خارجه کشورمان به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی عرضه شده به خوبی نشان می‌دهد که برجام توانسته زمینه‌های ایجاد تعامل بین‌المللی ایران را بازسازی و چهره ایران را در چارچوب نظام بین‌الملل از بافت موقعیتی ناشی از تئوری جنگ نامتعادل خارج کند. در تئوری جنگ نامتعادل اسلام‌هراسی درحوزه تحرک رسانه‌ای در نظام بین‌الملل برجسته می‌شد و تهران به عنوان کشوری که خواهان دستیابی به بمب هسته‌ای است در افکار عمومی به تصویر کشیده می‌شد تا اسلام‌هراسی براساس مرکزیت رادیکالیستی اسلام در جهان مطرح شود.
از سوی دیگر تلاش می‌شد در بعد منطقه‌ای با بزرگنمایی قدرت تاریخی تمدنی ایران به همراه دستیابی به سلاح هسته‌ای در فرا روایت آمریکایی در تئوری جنگ نامتعادل زمینه‌های ایران‌هراسی گسترش پیدا کند. ازسوی دیگر این گزارش نشان‌دهنده نکته دیگری نیز هست و آن اینکه دوران پسا برجام هنوز آغاز نشده، بلکه در دورانی به‌سر می‌بریم که دوره درون برجامی است. بخش نخست گزارش که حاوی مطالبی در ارتباط با روند اجرایی برجام است درعین اینکه روند را دنبال می‌کند، دستاوردها را مورد توجه قرار می‌دهد. دستاوردها در سطح کلان ناشی از توافقنامه ژنو و آغاز اجرایی آن تحت عنوان برجام است که توانست نخست این را به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای برساند. دوم توانست ایران را به غنی‌سازی اورانیوم در داخل کشور برای دستیابی به انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز متصل کند. سوم ایران را از فصل هفتم منشور ملل متحد خارج و زمینه‌های آماده‌سازی جهان را برای برخورد کاملا منتفی کند و در نهایت ایران را وارد تعامل سازنده با نظام بین‌الملل کرده و بار دیگر نشان دادن چهره‌ای مثبت از ایران را در این نظام مستقر سازد. این دستاوردهای کلان محصول وضعیتی است که برجام را به یک کنش گفتمانی تبدیل می‌کند. کنش گفتمانی با تولد خود پیامدهایش را به همراه دارد. به عبارت دیگر این دستاوردهای چندگانه‌ای که شمردیم ناشی از تلاش‌های تیم دیپلماتیک ایران در عرصه رسیدن به یک توافق و برنامه جامع اقدام مشترک برای انجام آن است. درحالی که زمانی می‌توانیم بگوییم دوران پسابرجام شروع شده است که تمام تعهدات طرفین اجرایی شده باشد و برای اجرایی شدن آن باید وارد یک تونل بسیار سخت در اجرایی کردن تعهدات متقابل شویم. از این رو بخش سوم این گزارش نشان دهنده چالش‌هایی است که فراروی اجرایی کردن برجام و رسیدن به دوران پسابرجام است، چراکه زمانی که از دوران پسابرجام نام می‌آوریم توقعات فزاینده‌ای در ارتباط با عملیاتی شدن تمام وجوه برجام درنزد مخاطبان به‌وجود می‌آید. اکنون برجام دستاورد بزرگی در دولت یازدهم است که به خوبی باید آن را یکی از دستاوردهای ایران به ویژه در عرصه دیپلماسی در ۴دهه اخیر دانست. از این پیروزی بزرگ و آثار ناشی از آن به درستی در فضای سیاسی ایران استفاده نشد، چرا که عده‌ای موسوم به دلواپسان با تقلیل یک پرونده ملی به پرونده جناحی آثار روانی پذیرش برجام را در زمانی که برجام به صورت یک کنش گفتمانی بروز کرد از بین بردند، به گونه‌ای که دولتی که توانسته بود به این موفقیت دست یابد، بالاجبار در برابر این هجمه‌ها به جای استفاده از این فضای روانی مجبور به حفظ این فضای روانی و حتی حفظ توافق نامه‌ای شد که منتهی به برجام شده است. مزید بر این دولت وارد مفهوم پسا برجام شد و مفهوم پسابرجام توقعات فزاینده را در توده‌های مردم برای عملیاتی شدن برجام به‌وجود آورد. این گزارش در وجوه گوناگون اگر با یک ادبیات متقن و مستحکم دنبال شود نشان می‌دهد که دولت یازدهم توانسته است که به خروجی مهم در برجام دست یابد. پیامدهای ناشی از برجام هنوز عملیاتی نشده است. اکنون زمان آن است که برجام به عنوان یک پرونده ملی پذیرفته شود، تمام جناح‌های سیاسی از آن به عنوان یک دستاورد بزرگ دفاع کنند و ایران بتواند در پرتو برجام زمینه‌های تعامل بیشتر با بازیگران قدرتمند دیگر را بر مبنای اعتدال و میانه‌روی از سوی تهران و پذیرش مسئولیت برجام توسط هیات حاکمه دنبال کند.
* تحلیلگر بین‌الملل و آینده پژوه سیاسی